سلام به همه دوستاي عزيز .gif)
از همه مامان و باباها و عمه و خاله هاي مهربون كه جوياي حال علي شدن خيلي خيلي ممنونم.gif)
شنبه صبح كه علي بيدار شد حالش خيلي بهتر بود
طبق قولي كه توي پست قبلي داده بودم ، بايد هر چي مي گفت گوش مي كردم
اول گفت صبحانه نمي خوام...... گفتم اشكال نداره
بعد مستقيم رفت طبقه پايين و سجاد رو اورد بالا با يه پمپ براي باد كردن استخرش
گفتم چششششششششم
استخر رو گذاشتن توي حموم و يه عالمه دوتايي بازي كردن.حدود 2ساااااااااعت!
توي حموم چي كار كردن ديگه بماند.
بعد گرسنش شد .وقت ناهار شده بود .
اول برنج و مرغ رو باد دست خورد .همش از پشت ميز بلند ميشد و ميرفت توي سالن دور مي خورد و دوباره برمي گشت سر جاش
گفتم اشكال نداره.gif)
وااااااااااي.دهنشو با آستينش پاك كرد.اااه.gif)
گفتم اشكال نداره
وسط غذا بستني خواست.بهش دادم.gif)
بعد بستني سوپ خورد........واااااااي.......گفتم اشكال نداره.gif)
بعد يه 2ساعت بازي كامپيوتري كرد........ گفتم اشكال نداره.gif)
ناقلا فهميده بود آزادش گذاشتم كه بذارم هر كاري خواست انجام بده
تلويزيونم كه همش روي شبكه MBC3 بود........ مغزم تركيد....... گفتم اشكال نداره.gif)
دوباره بستني خواست....... خدايا....... دادم بهش
اسباب بازياش كه همه پخش زمين.گفت مامان بعد جمع ميكنم.....گفتم اشكال نداره.gif)
.
.
.
دوباره گفت ميخوام برم تو استخر...........ديگه گفتم نههههههههههه.gif)
ولي شكر خدا گردنش خوب شد و الان با بابايي رفتن استخر.
بازم ممنون از همه شما دوستاي عزيز كه به فكر علي جونم هستيد.
اين نشون ميده كه آينده اين مملكت براتون اهميت داره
2تا عكس هم از توي حموم از علي و سجاد گرفتم كه دلم نيومد نشون ندم

.gif)

البته فكر نكنيد تا آخرش آروم بودن
نمي شد از آخرش عكس گرفت.چون دوربين سالم نمي موند.تفنگ آب پاشو..آب پاشيدن به در و ديوار و....
خلاصه هر چي روشهاي تربيتي توي اين 5 سال به كار بردم.همش دود شد رفت هوا
از اول بايد شروع كنم.تا من باشم ديگه قول الكي ندم.gif)