علی

 

 علی خوشتیپ

 

 تمام شهر هم اگر از خاطرم برود...

اگر تمام آدمها برایم غریبه شوند...

تو حقیقی ترین

و زیباترین حادثه باقی خواهی ماند!

تا آخرین ثانیه...

 

نوشته شده در شنبه 23 فروردين 1393ساعت توسط ❀مامان علی❀

 

خستگي را تو به خاطر مسپار

كه افق نزديك است

و خدايي بيدار كه تو را مي بيند

و به عشق تو

همه حادثه ها مي چيند

كه تو يادش افتي و بداني كه همه بخشش از اوست

و همينش كافيست

 

نوشته شده در سه شنبه 22 شهريور 1390ساعت 15:07 توسط ❀مامان علی❀

 

 

دعایت می کنم،عاشق شوی روزی

بفهمی زندگی بی عشق نازیباست

 دعایت می کنم با این نگاه خسته،گاهی مهربان باشی

 به لبخندی تبسم را به لب های عزیزی هدیه فرمایی

 بیابی کهکشانی را درون آسمان تیره شب ها

 بخوانی نغمه ای با مهر

دعایت می کنم، در آسمان سینه ات

خورشید مهری رخ بتاباند

 دعایت می کنم، روزی زلال قطره اشکی

 بیاید راه چشمت را

سلامی از لبان بسته ات، جاری شود با مهر

 دعایت می کنم، یک شب تو راه خانه خود گم کنی

 با دل بکوبی کوبه مهمانسرای خالق خود را

 دعایت می کنم، روزی بفهمی با خدا

تنها به قدر یک رگ گردن، و حتی کمتر از آن فاصله داری

و هنگامی که ابری، آسمان را با زمین پیوند خواهد داد

مپوشانی تنت را از نوازش های بارانی

 دعایت می کنم، روزی بفهمی

گرچه دوری از خدا، اما خدایت با تو نزدیک است

دعایت می کنم، روزی دلت بی کینه باشد، بی حسد

با عشق، بدانی جای او در سینه های پاک ما پیداست

 شبانگاهی، تو هم با عشق با نجوا

بخوانی خالق خود را

 اذان صبحگاهی، سینه ات را پر کند از نور

 ببوسی سجده گاه خالق خود را

دعایت می کنم، روزی خودت را گم کنی

 پیدا شوی در او

دو دست خالیت را پرکنی از حاجت و

 با او بگویی:

بی تو این معنای بودن، سخت بی معناست

دعایت می کنم، روزی

نسیمی خوشه اندیشه ات را

گرد و خاک غم بروباند

 کلام گرم محبوبی

 تو را عاشق کند بر نور

دعایت می کنم، وقتی به دریا می رسی

 با موج های آبی دریا به رقص آیی

 و از جنگل، تو درس سبزی و رویش بیاموزی

 بسان قاصدک ها، با پیامی نور امیدی بتابانی

 لباس مهربانی بر تن عریان مسکینی بپوشانی

 به کام پرعطش، یک جرعه آبی بنوشانی

 دعایت می کنم، روزی بفهمی

 در میان هستی بی انتها باید تو می بودی

 بیابی جای خود را در میان نقشه دنیا

برایت آرزو دارم

که یک شب، یک نفر با عشق در گوش تو

اسم رمز بگذشتن ز شب، دیدار فردا را به یاد آرد

دعایت می کنم، عاشق شوی روزی

 بگیرد آن زبانت

 دست و پایت گم شود رخساره ات گلگون شود

 آهسته زیر لب بگویی، آمدم

 به هنگام سلام گرم محبوبت

و هنگامی که می پرسد ز تو، نام و نشانت را

 ندانی کیستی

معشوق عاشق؟

 عاشق معشوق؟

 آری، بگویی هیچ کس

 دعایت می کنم، روزی بفهمی ای مسافر، رفتنی هستی

 ببندی کوله بارت را

تو را در لحظه های روشن با او

دعایت می کنم ای مهربان همراه

 تو هم ای خوب من گاهی دعایم کن

niniweblog.com

نوشته شده در دوشنبه 10 مرداد 1390ساعت 20:31 توسط ❀مامان علی❀

 

پندار سبز چنين مي انديشد:

 

انسانها دو دسته اند:


عده اي سنگ و عده اي سيب اند


آغاز آنها مشترك است ; هر دو هنگام ورود به درياچه شگفت دنيا چرخابهاي بيشماري را به دور خود مي سازند و ديگران را تحت تاثير قرار  مي دهند.


اما پايان آنها حكايتي است بس متفاوت!


سنگريزه ها به ناچار پس از مدتي به قعر آب خواهند رسيد و خاموش خواهند شد.


اما سيبها؟!


آنها هرگز به قعر آب نخواهند رفت و خاموش نخواهند شد ، آنها جاودانه در درياچه باقي خواهند ماند و در تلاطم امواج چرخابي ديگر خواهند ساخت.


آنها روزي به آسمان برخواهند گشت و ابرها را خواهند پيمود و در آخرين نقطه آسمان در كنار محبوبشان تا ابد خواهند زيست.


                                                                كتاب قدرت عشق(سيد عباس جوهري(صدرا))


 

نوشته شده در شنبه 8 مرداد 1390ساعت 20:29 توسط ❀مامان علی❀

 

niniweblog.com

ما به دنیا آمده ایم تا با زندگی قیمت پیدا کنیم   

نه به هر قیمتی زندگی کنیم

(آیت الله بهجت)

 

niniweblog.com

 

نوشته شده در 12 تير 1390ساعت 20:39 توسط ❀مامان علی❀

پروردگارا

 

سرنوشت مرا خیر بنویس

 

تقدیری مبارک

 

تا هر چه را تو دیر می خواهی

 

زود نخواهم

 

و هر چه را تو زود می خواهی

 

دیر نخواهم

 

( دعای عرفه)

 

niniweblog.com

نوشته شده در پنجشنبه 26 خرداد 1390ساعت 20:46 توسط ❀مامان علی❀

 

ارزانترین چیزها مهربانی است که به کار بردن آن مستلزم کمترین ناراحتی و فداکاری است.( اسمایلز)

                         niniweblog.com

 

حرف هایی هست برای نگفتن و ارزش هرکس به حرف های است که برای نگفتن دارد.( دکتر شریعتی)

 

                       niniweblog.com

همیشه کسانی از زندگی شکایت می کنند که چیزهای غیر ممکن خواسته اند.( ارنست رنان )

 

 

            niniweblog.com

نوشته شده در شنبه 7 خرداد 1390ساعت 0:33 توسط ❀مامان علی❀
صفحه قبل 1 صفحه بعد